نگاهی به فیلم Following

0
175

خلیل عباسی

Following به عنوان اولین فیلم کارگردان مطرح هالیوود ، کریستوفر نولان ، اگرچه تا اکران فیلم دومش Memento که موجبات مطرح شدن نولان را فراهم کرد ، فرصت اکران و عرضه ی ویدیویی پیدا نکرد ؛ اگرچه فیلمی است که با محدودیت های بسیارِ فنی و مالی ساخته شه است و از همین رو دارای ضعف هایی است، اما فیلمی است که از نظر روایی تلاش های نو آورانه ی خوبی انجام داده ، و یکی از نمونه های خوب مهندسی وقایع در طول روایت است؛ فیلمی است که بررسی جزء به جزء طرح و توطئه و روایت آن جذابیت‌های فنی بسیاری را برای علاقه مندان و دانش جویان این حوزه عیان خواهد کرد؛ بررسی یی که در پایان ما را به این نکته می رساند که داستان فیلم دارای یک طرح کلاسیک سه پرده ای معمایی در ژانر نوآراست که فیلمنامه نویس در پرداخت آن، با تغییر و جابجایی در ترتیب بیان وقایع، پازلی ساخته است که ابهامات بیشتر و معمایی جذابتر  برای پیگیری مخاطب ایجاد می‌کند.

در ادامه با ارائه ی بخش بندی شده ی طرح و توطئه ی فیلم به بررسی جزئی تر روایت در آن می پردازیم :

  • آ . این قسمت از فیلم که به نحوی حکم تیتراژ را دارد تصویر بسته ای از یک دست دستکش پوشیده(دستکش پزشکی) است که یک سری وسایل خاص که ظاهر شخصی دارند مثل گل سر، عکس ، یادداشت ، دسته ای پول و . . . را در یک جعبه ی تخته نرد می گذارد و در آن را می بندد.
  • آغاز ماجرا : بیل مشغول تعریف کردن از زندگی اش برای کسی است . از این می گوید که پس از مدتها تنهایی از سر بی حوصلگی شروع به تعقیب بی هدف و تصادفی آدم ها می کند و در این کار قوانینی برای خود دارد، مثل اینکه تعقیب هیچ کس را برای چند روز ادامه ندهد،  دوباره سراغ کسی نرود و . . . و اینکه ماجرا از جایی شروع شد که او این قوانین را نقض کرد  D1
  • آشنایی با کاب : بیل مشغول تعقیب مردی کیف به دست (کاب) است که او به کافه ای می رود، بیل نیز در تعقیبش وارد کافه می شود و پشت میزی می نشیند . ناگهان کاب سراغ بیل می آید و از او می پرسد که چرا تعقیبش می کند . صحبت آنها به نحوی ادامه می یابد که کاب می گوید من هم مثل تو کرم کنجکاوی تو زندگی آدم ها را دارم اما مثل تو از دور نگاهشون نمی کنم بلکه می روم داخل زندگی‌شان A1
  • دزدی اول با کاب : بیل با کاب پنهانی وارد خانه ای می شود تا با فرآیند کار کاب بیشتر آشنا شود . آن ها مشغول سرک کشیدن در زندگی آن خانه و برداشتن برخی وسایل جالب هستند . کاب جعبه ای را پیدا می­کند، به بیل می گوید هر آدمی یک جعبه خصوصی دارد و آن را با هم بررسی می‌کنند . در میان کار صاحب خانه وارد می شود، آن ها را می بیند و آن ها به نحوی موفق به فرار می شوند. بیل ترسیده است و به کاب اعتراض می کند که چرا در زمان مناسب نیامده اند؛ کاب به او می گوید خودت کسی را پیدا کن، زیر نظر بگیر تا در وقت مناسب به خانه اش برویم A2
  • تعقیب موطلایی : بیل (با ظاهری کاملن متفاوت) در تعقیب زنی موطلایی است، زن به یک کلاب می­رود، بیل نیز وارد کلاب می شود و زن را پشت بار میبیند . آبجویی سفارش داده و سعی میکند با او وارد صحبت شود . زن مردی را به او نشان می دهد و می گوید که او صاحب این بار و دوست پسرش است . اما نهایتن از بیل می خواهد که ده دقیقه دیگر بیرون کلاب او را ببیند . B1
  • آشنایی با موطلایی : موطلایی به خانه ی بیل آمده است و مشغول صحبتند . او می گوید که دوست پسرش فردی خلاف کار است، الان با او در رابطه نیست اما  چون فردی حسود است همچنان سر این مسایل روی او حساس است. B2
  • نقشه جدید : بیل (با ظاهری زخمی) دوست پسر مو طلایی را جلوی بار زیر نظر دارد؛ بعد در صحبتی تلفنی با کاب از نقشه ای که با او در میان گذاشته می پرسد که کاب می گوید من دیگر نیستم . بیل مشورتی در مورد وسایلی که می تواند به عنوان اسلحه استفاده کند می‌گیرد و نهایتن به چکش می رسد. C1
  • دزدی دوم (اولین جایی که باید بیل پیدا می کرد) : بیل و کاب وارد خانه ای می شوند که ما می بینیم همان خانه ی خود بیل است . بیل مالک خانه را کارمند بانکی معرفی کرده که اکنون سر کار است اما کاب با چرخی در خانه می گوید که این جا یا خانه ی یک آدم بیکار است یا یک دانشجو و کار بیل را زیر سوال می برد و از آن جا بیرون می زنند.   A3
  • رفتن به خانه موطلایی : بیل در خیابان نرسیده به خانه مو طلایی دوست پسر او را می بیند که از خانه اش بیرون می زند. در خانه موطلایی نگاه بیل به اطراف طوری است که گویی آن جا را می شناسد . موطلایی به او می گوید که چندی پیش دزد به خانه اش زده است؛ بیل در مورد دزدی از او می پرسد و او از چیزهای عجیبی که دزدیده شده است می گوید . مثلن اینکه فقط یک حلقه ی گوشواره اش را برده اند و بر گوشش حلقه ی نبرده را نشان می دهد که انداخته است. بیل می گوید شاید دزدیده نشده است و در خانه گمش کردی؛ بعد از رفتن موطلایی به اتاق دیگر بلند می شود می رود سر وقت کشوی پیانو اما آن جا چیزی را نمی یابد B3
  • آمادگی برای نقشه جدید : بیل چکشی تهیه کرده و دنبال جای مناسب آن برای پنهان کردن در لباس های تنش می گردد. C2
  • دزدی خانه موطلایی : کاب گفته است که جایی را پیدا کرده که از خالی بودنش مطمئن است . گوشه ی شیشه را شکسته و با باز کردن قفل وارد خانه می شوند . در خانه ی موطلایی عکس های بسیاری از اوست ، صحبت زیبایی اش می شود. مثل همیشه در خانه چرخ می زنند، وسایلی را بر می دارند. مثلن بیل عکسی و لباس زیری از او را بر می دارد، کاب نیز همینطور. نهایتن کاب می گوید که بگذار کمی اذیتش کنیم و یک حلقه از گوشواره ای را از روی میز آرایش برداشته و در کشوی پیانو پنهان می کند. A4
  • کیف وسایل : آنها به خرابه ای می روند و در مورد چگونگی تقسیم اموال صحبت می کنند. کاب می گوید کیف پیش تو بماند تا شخص مناسبی برای فروش اموال پیدا کنم . البته اگر خودت می توانی آبشان کنی این کار را بکن تا زودتر به سهمت برسی و سهم من را هم بدهی . نهایتن کاب پیشنهاد شام می دهد؛ بیل می گوید پول ندارم ؛ کاب می گوید به حساب من A5
  • کافه با موطلایی : بیل از موطلایی می پرسد چطور وقتی با دوست پسرش تمام کرده انقدر از او می‌ترسد؟ که او توضیح می دهد دوست پسرش آدم خطرناکی است و یک بار در خانه ی او یک نفر را با چکش به قتل رسانده است. بعد بیل می پرسد تو دستگاه همچین آدمی چه کاره بودی که دوستش شدی ، موطلایی ناراحت می شود و می رود . در پایان بیل صورت حساب را با کارتی اعتباری پرداخت می کند B4
  • اجرا نقشه جدید : بیل وارد بار خالی شده و سراغ گاو صندوق می رود . کاغذی از جیب درآورده از روی آن رمز گاو صندوق را وارد کرده و در را باز می کند. پول ها را بیرون می آورد و چون کیفی با خود نیاورده است شروع به بسته بندی پول ها با چسب می کند C3
  • شام با کاب : بیل و کاب در رستورانی مشغول شام و صحبت در مورد کار هستند . کاب کارت اعتباری یی دزدی به نام دی لوید به بیل می دهد و می گوید که می تواند با آن صورت حساب را پرداخت کند و کارت را نزد خود نگه دارد. دختری که در دزدی اول آن ها را در خانه اش دیده بود وارد رستوران می شود، بیل را می بیند، باعث ترس او می شود؛ بیل کاب را به مجبور به خروج از رستوران می کند. کاب از دست بیل عصبانی می شود و به او می گوید اگر نگران تابلو شدن چهره اش است می تواند چهره اش را عوض کند و مثل یک آدم متشخص تیپ بزند A6
  • تغییر چهره : بیل موهای خود را کوتاه کرده ، صورت خود را می تراشد و کلن ظاهر خود را عوض می کند . بعد می رود سراغ کیف وسایل دزدیده شده از مو طلایی، همه ی آن ها روی میز می چیند و به عکس او خیره می شود . در میان وسایل یک جعبه تخت نرد است که آن را باز می کند تا وسایل در آن را ببیند ، در آن یک گل سر، چند عکس قدیمی ، دسته ای پول و … هست . بعد به کاب زنگ می زند، می گوید کسی را برای فروش وسایل پیدا کرده است،  آن ها را خواهد فروخت و سهم کاب را خواهد داد.  A7(B0)
  • اصل قصه ۱ : کاب پس از صحبت با بیل تلفن را قطع میکند؛ ما میبینیم که موطلایی هم خواب اوست ؛ کاب به او می گوید که انگار عکس ها کار خودش را کرده و بیل طعمه را گاز زده است؛ هر دو به سادگی بیل می‌خندند A8
  • قتل در دزدی : بیل لباسش را در آورده و مشغول بستن بسته های پول به بدنش با چسب است که کسی سر می‌رسد . بیل با او درگیر می شود و با چکش ضرباتی به سر آو می زند و فرار می کند . C4
  • علت نقشه جدید : بیل پیش مو طلایی می آید تا از او به خاطر بحث رستوران معذرت خواهی کند . او می گوید چند وقت است مشغول نوشتن داستانی درباره ی دزدی است و به این خاطر با یکی از دوستانش که دزدی می‌کند همراه شده است و آن ها بوده‌اند که از خانه موطلایی دزدی کرده اند و عذر خواهی می کند. بعد به موطلایی می‌گوید که تو دروغ می گویی با دوست پسرت تمام کرده ای، من چند روز پیش دیدمش که از خانه تو بیرون آمد . موطلایی می گوید که او یک سری عکس از من دارد که با آن ها تهدیدم می­کند. بیل از مکان عکس ها می پرسد و می گوید من برایت آن ها را می آورم . موطلایی آدرس و رمز گاوصندوق را به او می دهد و از او می خواهد که پاکت عکس ها را باز نکند B5
  • درگیری با کاب : بیل پیش کاب می رود تا ساک وسایلی که نتوانسته بفروشد را تحویل کاب دهد . آنجا به کاب پیشنهاد دزدی از کلاب را می دهد ، همچنین می گوید که به آن دختر نزدیک شده و او را می بیند. کاب این رفتار او را پر خطر دانسته و با هم درگیر می شوند،بیل کتک مفصلی از کاب می خورد و کاب به او می گوید که دیگر باید تنها کار کند B6(C0)
  • اصل قصه ۲ : کاب به موطلایی می گوید که احتمالن نقشه شان جواب می دهد . ماجرا از این قرار است که پلیس به کاب به خاطر قتل یک پیرزن مظنون است، چون مظنون دیگری وجود ندارد کاب خود را در خطر می‌بیند . برای همین این نقشه را کشیده است تا با کشاندن بیل به مسیری که خودش رفته است ، ذهن پلیس را به سمت او منحرف کند B7
  • اطلاع از فریب : بیل در خانه عصبی لباس های خونی اش را در آورده و پول ها را از تنش جدا می کند . متوجه پاکت عکس ها می شود. آن را باز کرده و می بیند که چند عکس معمولی از موطلایی ست که به عنوان مدل استفاده شده است . می فهمد که فریب خورده است C5
  • فهمیدن اصل قصه : بیل سراغ مو طلایی می رود، ازدست او عصبانی است که به خاطر پول ها فریبش داده است . مو طلایی می گوید که قضیه این نیست و اصل ماجرا را برای او تعریف می کند . اینکه با کاب است . کاب دزد است و در یکی از دزدی هایش با جسد پیرزنی مواجه شده و شاهدی نیز او را از دور دیده است ؛ کاب نیاز به کسی داشته که به شیوه ی او دزدی کند، به همین خاطر این نقشه را طراحی کرده است ؛ به بیل می‌گوید که مشکلی برای تو پیش نمی آید چون تو آن پیرزن را نکشته ای و نهایتن دزدی یی که کرده ای به نامت می‌خورد. بیل عصبانی چکشش را در می­آورد و بر دیوار می کوبد ، تعریف میکند که حین دزدی کسی آمده است که بیل او را با چکش زده است، نمی داند که زنده مانده یا مرده است . C6
  • پیش پلیس : بیل در همان جایی است که در ابتدای فیلم برای کسی شروع به تعریف کرده بود . می‌گوید ماجرا همین بود . اما آن فرد جواب می دهد که موضوع این است که ما هیچ پرونده ای در مورد قتل یک پیرزن در دست نداریم و این کاب را نه هیچ وقت احضار کرده ایم و نه می شناسیم. D2
  • گره گشایی ۱ : کاب پیش مو طلایی است و از موفقیت نقشه می گوید. بعد سراغ چکش را می‌گیرد. دستکش دست کرده و تمام آثار انگشت خودش را پاک می کند. به موطلایی می گوید که رییس گفت به خاطر قتلی که شاهدش بوده ای باج خواهی زیادی میکنی و الان باید کارت را تموم کنم ( این سکانس با سکانس بازجویی بعدی تدوین متقاطع دارند ) D3
  • گره گشایی ۲ : پلیس به بیل می گوید که جسد موطلایی را در خانه اش پیدا کرده اند. موطلایی با چکش ابتدا تمام انگشتهایش خورد شده، بعد با ضربه ای به سر کشته شده است . روی چکش اثر خون دو نفر تشخیص داده شده که احتمالن یکیش مربوط به فردی است که خود بیل اعتراف کرده ؛ بیل کاب را عامل همه ی این ها می‌داند اما پلیس می گوید که به آدرسی که بیل داده است رفته اند . آنجا خانه ی فردی است به اسم دی لوید که تازه از سفر بازگشته است. از خانه اش دزدی شده اما چیز زیادی نبرده اند . کارت اعتباری اش را دزدیده اند که در خانه ی تو پیدا شده و همینطور برخی از وسایل مفقود شده مقتول مثل لباس، چند عکس ، حتی یک حلقه از گوشواره ای که مقتول حین قتل به گوش داشته D4
  • کاب را می بینیم که در میان جمعیت شهر گم می شود . D5

بخش بندی یی که در بالا صورت گرفته بیانگر ترتیب سکانس ها در طرح و توطئه ی فیلم است. جدای از توضیح روایی وقایع در هر سکانس یک ترکیب الفبا-عدد در مقابل سکانس نوشته شده است که بیانگر جایگاه آن سکانس در طرح داستان فیلم است. در واقع چیدمان سکانس های فیلم در طرح داستان به غیر از ۱ که تیتراژ است به شرح زیر است :

۳ – ۴ – ۸ – ۱۱ – ۱۲ – ۱۵ – ۱۶ – ۱۷ – ۵ – ۶ – ۹ – ۱۳ – ۱۹ – ۲۰ – ۲۱ – ۷ – ۱۰ – ۱۴ – ۱۸ – ۲۲ – ۲۳ – ۲ – ۲۴ – ۲۵ – ۲۶ – ۲۷

در واقع چنانچه صحنه ۲ را آغاز فیلم در نظر بگیریم فیلم آغاز از پایان دارد ولی نه پایانی که نتیجه ای را در بر داشته است. در واقع ما تنها می دانیم که تمام ماجرا برای بیل در گذشته اتفاق افتاده است و او برای کسی روایت می‌کند که به واسطه آن، روایت برای مخاطب نیز بیان می شود ، از این منظر صحنه های ۱۷ ، ۲۱ و ۲۵ به خاطر عدم حضور شخصیت بیل، خارج از فرم جاری روایت است و قطعن در روایتی که بیل برای پلیس بیان می‌کند قرار ندارند؛  بر همین اساس است که در تمام صحنه ها به غیر از سه صحنه ی مذکور دامنه ی اطلاعات مخاطب با دامنه‌ی اطلاعات قهرمان فیلم یکی است . تغییرات روایی شکل گرفته در طرح و توطئه ی فیلم بدین صورت است که هر سه پرده ی فیلم به طور همزمان و تدوین متقاطع(موازی) با هم روایت می شوند . به این صورت که قسمت اول پرده اول (۳ و ۴)، قسمت اول پرده ی دوم (۵ و ۶) ، قسمت اول پرده سوم (۷) و همینطور الی آخر روایت می‌شوند. این نوع روایت علاوه بر ایجاد ابهام مضاعف برای جذب مخاطب، منجر به نزدیک شدن نقاط عطف داستان به هم و جذابیت دو چندان روایت در آن بازه زمانی شده است . همین موکد این نکته است که زمان طرح و توطئه ی فیلم با زمان داستان برابر است و تنها جابجایی در ترتیب روایت است که تفاوت میان داستان و فیلم را رقم می زند.

مطلب دیگری که باید به آن شاره کرد مهندسی ارائه ی اطلاعات با دامنه ی نامحدود به مخاطب است که در هر پرده از داستان (A,B,C) صحنه ماقبل آخر آخرین صحنه ایست که در روایت راوی فیلم (بیل) می گنجد، صحنه ی بعدی صحنه ای خارج از این روایت و در واقع خارج از دامنه ی اطلاعات قهرمان فیلم است، مثل صحنه های ۱۷ و ۲۱٫ وجود همین صحنه هاست که مخاطب را در یک سوم پایانی فیلم یک قدم جلو تر از قهرمان داستان قرار داده است و مخاطب دیگر به جای آنکه درگیر “چه شده است” باشد درگیر “چه خواهد شد” می شود .

نگاه دیگر، نگاه بر اساس قواعد ژانر است که از این منظر فیلم کاملن وامدار ژانر نوآر است . می توان گفت که ژانر نوآر از نظر روایی تاکیدی بر انگیزه های روان شناختی نامتعارف، سرگشتگی و سرخوردگی قهرمان مرد است؛ که در این فیلم نیز در خصوص قهرمان مرد فیلم وجود دارد. از نظر سبکی نیز می توان به این ویژگی ها به عنوان وابستگی های این فیلم به ژانر نوآر اشاره کرد :

  • استفاده از راوی تصویر که ما در ابتدای این فیلم داریم .
  • طرح داستانی پیچیده .
  • وجود زن اغواگر یا فم فاتال که شخصیت اصلی را به درون ماجراهای پیچیده کشیده و موجب نابودی او می‌شود.
  • شخصیت اصلی تو دار ، تنها و نسبتن منزوی .
  • محکومیت شخصیت اصلی به فنا در پایان داستان.
  • تقدیر محتوم شخصیت اصلی (که در این فیلم عامل آن کاب است) به گونه ای که انگار راه فراری از وقایعی که برایش رخ می دهد ندارد.

در ادامه باید گفت نقشه ی راه روابط علّی در حرکت قصه شکلی کاملن کلاسیک داشته که هر تصمیمی از جانب قهرمان منجر به شکل گیری وضعیت جدیدی برای او می شود، حال باید در آن وضعیت جدید تصمیمی دیگر بگیرد که مولد وضعیتی دیگر است،و هر چه جلو تر می رویم این وضعیت ها شکلی بحرانی تر به خود می گیرد. نکته ای که نباید از آن غافل شد حضور کاب در چیدمان وقایع است که اگرچه تلاش برای خلق شخصیتی باهوش برای او به خوبی انجام شده است اما حضوری خدای گون در فیلم دارد و تقریبن تمام عکس العمل های بیل در مواجهه با وضعیت هایی که او طرح ریزی کرده است را درست پیش بینی می کند، از همین منظر است که می توان او را عامل تقدیر محتومی که برای قهرمان فیلم لحاظ شده است در نظر گرفت .

اشاره به سرنوشت نوآرگونه ی دختر مو بلوند نیز خالی از لطف نیست که با وجود اینکه در قصه ی اصلی خود یکی از عاملین فریب است اما چنانچه قصه ی خود او را نگاه کنیم ، قهرمان یک قصه‌ی نوآر زنانه است که فام فاتالش کاب است.

روابط علّی فیلم بر اساس انگیزه های افراد نیز چیدمان نسبتن خوبی دارد که در اکثر مواقع جواب مناسبی به این سوال مخاطب که “چرا شخصیت مرتکب فلان عمل یا تصمیم شد؟” می دهد. برای نمونه بعضی از وقایع مهم فیلم و انگیزه های قابل برداشت برای هر یک از آنها را بررسی کرد :

  • چرا بیل با کاب همراه می شود : تنهایی ، پیدا کردن کسی شبیه خودش و اینکه شاید داستانی از این شخصیت برایش در بیاید (آخری کمرنگ تر است و مستقیم از جانب بیل مطرح می شود)
  • چرا کاب با بیل در گیر می شود : به خاطر سکس بیل با دختر مو بلوند
  • چرا بیل تصمیم به دزدی از کلاب می گیرد : به خاطر علاقه اش به دختر مو بلوند و ثابت کردن خودش به او
  • چرا کاب تصمیم به کشتن دختر مو بلوند می گیرد : چون او شاهد قتلی بوده و بابت آن باج خواهی می کند

این ها نمونه هایی از پاسخ های مناسبی است که فیلم به سوال مخاطب در خصوص انگیزه های شخصیت ها می‌دهد. اما قسمت‌هایی نیز بودند که شاید پاسخ خیلی روشنی در خصوص انگیزه عمل شخصیت داده نمی شود . از جمله همراهی دختر بلوند با کاب برای فریب بیل ، شاید وقتی رابطه ی او و کاب را می بینیم جواب این سوال را علاقه ی میان آن دو فرض کنیم اما در ادامه وقتی مشاهده می شود که به راحتی تن به سکس با بیل می دهد این فرضیه کمرنگ تر می‌شود و شاید یکی دو نمونه دیگر چون این.

در پایان چنانچه بخواهیم نگاهی اجمالی به فیلم داشته باشیم، می توان گفت که فیلم علاوه بر ایجاد یک ماجرای نسبتن تو در تو، با گنگ نگه داشتن مخاطب به وسیله ی ارائه ی تدریجی اطلاعات و جابجایی در ترتیب روایت سعی در ایجاد ابهام و جذابیت دو چندان برای مخاطب دارد. کاری که به خوبی از پسش بر آمده است و با گره گشایی نهایی به واسطه ی دانای کل (صحنه ۲۵ ) ضربه ی پایانی خوبی به مخاطب می زند.

تغییر در ترتیب وقایع در بیشتر مواقع موجب این شده است که مخاطب ابتدا با واقعه ای مواجه شده و بعد علل بروز آن را کشف  کند که این موجب تجربه ای نسبتن نو (مخصوصن در سال ۹۹) برای مخاطب خود می شود. از دیگر نکات خوب فیلمنامه ی این اثر موجز بودن آن است، وقایع در اکثر صحنه ها با ضرباهنگی خوب و بدون زیاده گویی روایت می‌شوند.

ارسال نظر

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید