«اروپای فون تریه»

0
309

اروپا سومین فیلم بلند کارگردان دانمارکی لارس فون تریه و سومین فیلم از سه گانه ای با همین نام، محصول سال ١٩٩١ میباشد. این فیلم داستان جوان آمریکایی ایده‌آلیستی را بازگو میکند که با امید “نشان دادن روی خوش” به آلمان، درست پس از اتمام جنگ جهانی دوم به این کشو شکست خورده سفر میکند. کشوری که حالا کاملا در اشغال نیروهای آمریکایی قرار دارد. او به عنوان نگهبان کوپه های شبانه ی قطار مشغول
به کار و به زودی عاشق فم فتال قصه میشود. اما این عشق بهایی دارد و او باید در کشمکش بین نیروهای آمریکایی و گروه های مقاومت آلمانی “موضع” خود را انتخاب کند . اروپا در جشنواره کن ١٩٩١ خوش درخشید و موفق به دریافت ٣ جایزه ی Best Artistic Contribution و Jury Prize و Technical GrandPrize شد. با این حال جایزه اصلی جشنواره به فیلم بارتون فینک اثر برادران کوئن رسید. در پی این تصمیم فون تریه که اعتقاد داشت فیلم او باید نخل طلا را از آن خود میکرد، به سراغ هیئت داوران میرود و به آنها “انگشت وسطش” را نشان میدهد عنصر جنایت ” ۱۹۸۴ ” و اپیدمیک ” ۱۹۸۷ ” دو فیلم دیگر سه گانه اروپا هستند. نقطه ی ارجاع اولیه فون تریه در این سه گانه، اکسپرسیونیسم آلمان و فیلم نوآرهالیوود است. اگرچه او هرگز در چارچوب محدود کننده ی قواعد سبکی کار نکرده است. بلکه همواره با تجربه گرایی اش قواعد و جایگاهشان در گفتمان صنعت فیلم را جا به جا و آنها را از نو بازتعریف میکند. همان طور که خود او درباره فیلم عنصرجنایت میگوید: “متأثر از اکسپرسیونیسم آلمان و فرزند حرام زاده ی صنعت فیلمسازی اروپا و آمریکاست ” با پیدایش نازیسم در آلمان و شروع جنگ، بسیاری از کارگردانان شاخص اکسپرسیونیسم آلمان به آمریکا مهاجرت کردند و تکنیک و سبک خودشان را نیز به آن جا بردند که در نهایت توانستند در قالب سبک فیلم نوار، که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، راه شان را به هالیوود باز کنند. به عقیده گراهام فولر، سه گانه ی اروپای فون تریه “فیلم نوآر را به خالق اصلی آن یعنی آلمان بازگرداند .” مهارت و تسلط فنی و ارجاعات متعدد تاریخ سینمایی از مشخصه های اصلی این سه گانه هستند. اروپا نیز تکنیکی ترین فیلم این سه گانه محسوب میشود و کمترین نزدیکی به مانیفست دگما ۹۵ دارد. استفاده از تکنیک های پیچیده ای مثل بک- پروجکشن، فرونت-پروجکشن، سوپر ایمپوزیشن، دیزالو و لایه بندی فیلم روی فیلم و طراحی و اجرای دقیق آن ها نمایانگر میل شدید فون تریه برای تجربه گرایی در سینماست. علاوه بر این همانگونه که فولر یادآوری میکند، اروپا به نوعی “سفر احساس گناه و عذاب وجدان با قطار در دل شبی بی پایان در آلمان تحت اشغال متفقین در پی سقوط رایش سوم است. همچنین، فیلم سفری به درون اعماق توهم زای خود سینما نیز هست. ” صحنه ای در محوطه ایستگاه راه آهن که گروهی از کارگران زنتروپا در حال کشیدن ترنی دیده میشوند تماشگر را به یاد صحنه هایی از” متروپلیس” می اندازد. در صحنه ای که فون تریه به روش هیچکاک در نقش یک یهودی، صاحب کمپانی را از داشتن هر گونه ارتباطی با گذشته ی نازی آلمان مبرا میداند، شباهت های زیادی با “محاکمه”ی “اورسون ولز” دارد. چارچوب کلی فیلم بهویژه در بخش هایی که دخالت های آمریکا در سیاست اروپا به استهزا گرفته میشود، یادآور “کازابلانکا” است. همچنین به فیلم هایی چون “همشهری کین”، “شب شکارچی” و “سرگیجه” که همگی جزو نمونه های شاخص و مرجع در اسطوره شناسی سینمای هالیوود هستند، اشاره میشود. بنابراین فون تریه با ارجاع های صریح به تاریخ سینما در خلق این فیلم از ساختار اسطوره ای سینما، برای بهتر نشان دادن درک خودش از اهمیت آن استفاده می کند . یکی از نکات جالب توجه و اغواکننده در مسیر تکاملی آثار فون تریه، روند تدریجی تغییر دغدغه ی او از دستاورد های تکنیکی و شکوفایی سبکی به شکل تاثیرگذارتری از فیلم سازی است که در آن نوعی تعهد و پافشاری بر خلاقیت، برانگیزانندگی و ایجاد تحرک در مخاطب دیده میشود. این مسیر تکاملی در حرکت فون تریه از سه گانه اروپا به سوی “دگما ٩۵ ” و سه گانه “قلب طلایی” مشهود است. قابل درک است که منتقدان فراوانی به مذمت این روند پرداخته اند و با افسوس خواستار این بوده اند که فون تریه مسیری را که با اروپا آغاز کرده بود، ادامه دهد. اروپا که فیلمی به غایت تکنیکی و خوش ساخت است و از فون تریه یاغی در دگما ٩۵ فاصله زیادی دارد . فون تریه به نوعی یک معما در فیلمسازی معاصر است. اما یک معمای حی و حاضر و روشن است. او خودش را به عنوان “عامل فتنه گر” این سینما معرفی کرده است.

از بولتن شماره ۱ سینما باکارا

ارسال نظر

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید