اقتباس در ادبیات نمایشی (بخش اول)

0
588

 

دکتر عطاالله کوپال

          نمایشنامه‌های جهان را می‌توان به دو دسته ابداعی و اقتباسی تقسیم کرد. منظور از نمایشامه‌های ابداعی، آثاری هستند که مضمون و داستان آنها صرفاً توسط نویسنده خلق شده است. در نقطه مقابلِ آثار ابداعی، نمایشنامه‌های اقتباسی قرار دارند که از اسطوره‌ها، ادبیات کهن، تاریخ، فولکلور و یا قصص مذهبی برگرفته شده‌اند. کهن‏ترین نمایشنامه‏ های اقتباسی جهان، تراژدی های یونانی هستند.

          از مجموعه گران‌بار ادبیات نمایشی یونان باستان در قرن پنجم پیش از میلاد، فقط سی و دو تراژدی باقی مانده است. هفت اثر از آیسخولوس، هفت اثر از سوفوکل و هجده اثر از اوریپید. در میان این سی و دو نمایشنامه، فقط نمایشنامه ایرانیان اثر آیسخولوس دارای زمینه تاریخی است و بقیه دارای زمینه اقتباس شده ازاسطوره‌ها هستند. نمایشنامه ایرانیان نیز، از آنجایی که به واقعه لشکرکشی خشایارشا به آتن در ۴۸۰ ق.م. و شکست ایرانیان در نبرد دریاییِ خلیج سالامیس می‌پردازد، بی‌گمان نمایشنامه‌ای اقتباسی است که وامدار حوادث تاریخی این جنگ بزرگ است که به شرح پیروزی یونانیان پرداخته است و آیسخولوس در پایان این تراژدی، خبر این پیروزی را با طمطراق بسیار، از طریق پیکی، به دربار ایران می‌رساند.

          در میان تراژدی‏های باقی‏مانده از یونان باستان، دو اسطوره کهن، بیشتر مورد اقتباس قرار گرفته‌اند. یکی جنگ تروا و دیگری افسانه‌های مربوط به شهر «تِبِس» (Thebes)، یا تبای. گذشته از این دو اسطوره برجسته، دیگر اسطوره‏های یونانی نیز زمین‏سازِ اقتباس داستانِ تراژدی برای نویسندگانی همچون آیسخولوس، سوفوکل و اوریپید بوده‏اند. در منابع تاریخیِ یونان، چنین آمده که تراژدی نویسی به نام آگاتون، تلاش کرد که داستانی از خودش را وارد تراژدی کند امّا توفیقی نیافت و سرمشق او پیروانی پیدا نکرد (براکت، جلد اول، ۱۳۶۳: ۶۶).

          در کمدی‌های یونانی برخلاف تراژدی‌ها، داستانِ آثار، غالباً برساخته خودِ نویسنده است. از یازده کمدی به جامانده از آریستوفان که نماینده کمدی کهن و کمدی میانه یونان باستان است و یک اثرِ به جا مانده از مناندر و چند اثر ناقص از او که نشان‌ دهنده کمدیِ نو یونانی است، آشکار می‌گردد که داستان این آثار، همگی به زمانه خودِ نویسنده مربوط هستند و جنبه غیر اقتباسی دارند (کوپال،۱۳۸۳: ۱۲۵).

          اگر به این گفته هوراس توجه کنیم که «به کسانی که خیال شاعری در سر دارند توصیه می‌کند شب و روز، شاهکارهای یونانی را تورّق کنند» (هال،۱۳۷۹: ۲۳)، در این صورت شاید قابل درک‌تر باشد که بپذیریم بنیاد نمایشنامه‌نویسی در روم باستان، چه در قالب کمدی و چه در قالب تراژدی، بر شالوده اقتباس بنا شده است. از آثار تراژدی‌های رومی، فقط آثار سنه‌کا، نمایشنامه‌نویس قرن اول میلادی، بر جای مانده است. تمام آثاری که به وی منسوب است (بدون استثنا) اقتباس از اسطوره‌های یونانی هستند. به این قالب و گونه ادبی در روم باستان، «فابیولا کره پیدا» گفته می‌شود (ناظرزاده کرمانی، ۱۳۶۹: ۷۴)، که یگانه آثار به جا مانده این ژانر نیز، نمایشنامه‌های سنه‌کا هستند.

          گروه دیگری از نمایشنامه‌های رومی، کمدی‌ها بودند. البته قدمت کمدی‌های باقی‌مانده رومی از تراژدی‌های سنه‌کا بیشتر است. کمدی‌های رومی به دو دسته تقسیم می‌شده‌اند: «فابیولا پالیاتا» که بر اساس داستان‌های یونانی نوشته شده‌اند و «فابیولا توگاتا» که بر اساس داستان‌های رومی خلق شده‌اند. هیچ یک از کمدی‌های نوع دوم به دست ما نرسیده است(براکت، جلد اول، ۱۳۶۳: ۱۴۰). اما از کمدی‌های نوع اول، آثار پلاوتوس و ترنس به جا مانده است. غالب آثارِ این کمدی‌نویسان از نویسندگان سبک کمدی نو در یونان به ویژه از آثار مناندر و آپولودوروس اقتباس شده‌اند. نویسندگانی چون شکسپیر، هِی‏وود، رنیارد، هولبرگ، مولیر، درایدن، کلایست، ژیرودو، تورنتون وایلدر، و فیلدینگ از کمدی‌های پلاوتوس و ترنس تأثیر پذیرفته‌اند. در واقع پس از احیای کمدی در دوره رنسانس، کمدی‌های رومی، بیش از کمدی‌های یونانی، مورد توجه نویسندگان متأخر قرار گرفته‌اند و با اینکه نسبت به اسلاف خود، کارهای سطح پایین‌تری به نظر می‌آمدند، اما ماندگاریِ بیشتری نسبت به آنها در تاریخ ادبیات ‌نمایشی به دست آوردند. پلاوتوس و ترنس به گفته اچ.جی.رُز، همچنین تحت تأثیر یکی از رقیبان موفق مناندر، به نام فلیمون قرار داشته‌اند(رُز، ۱۳۵۸: ۳۵۹). به هر حال به نظر می‌آید که هیچ یک از گونه‌های ادبی، به اندازه کمدی، در طول تاریخ، تحت تأثیر پدیده اقتباس قرار نداشته است.

          شکسپیر در چهار شاهکار خود، یعنی هملت، اتللو، مکبث و لیرشاه نیز از نمونه‌های پیش از خود اقتباس کرده است. از جمله در سال ۱۵۶۶ کتابی با عنوان «یکصد داستان سن ثیو» در ونیز انتشار یافت که در سال ۱۵۸۴ به فرانسوی برگردانده شد و در پاریس به چاپ رسید. «شکسپیر به احتمال زیاد، داستان اتللوی مغربی را دراین کتاب خوانده بود (ابجدیان، جلد پنجم، ۱۳۸۹: ۲۸۴). در داستان این کتاب، اتللو فرماندهیِ لشکریانی را دارد که به قبرس فرستاده می‌شوند، اما علتِ کینه و دشمنیِ یاگو نسبت به او این است که، یاگو دزدمونا را دوست دارد و سردیِ دزدمونا را به خود، پیامد عشق او به کاسیو می‌داند. در نتیجه، عشق او به بیزاری می‌گراید. یاگو و اتللو با همدستی یکدیگر، دزدمونا را می‌کشند. اما اتللو که عاشق دزدمونا بوده بر اثر این قتلِ ناجوانمردانه دیوانه می‌شود و یاگو را اخراج می‌کند. یاگو هم او را متهم به آدم‏کشی می‌کند و پس از فراز و فرودهایی، اتللو به دست نزدیکان دزدمونا کشته می‌شود. یاگو نیز به اتهام دیگری زیر شکنجه جان می‌دهد و پس از مرگ او، همسرش رازهای مرگ دزدمونا را آشکار می‌کند (همان: ۲۸۵). داستان تراژدی مکبث و همچنین لیر شاه نیز از کتاب «تاریخ هالینشِد» برگرفته شده است. علاوه بر اینها داستان تراژدی هملت نیز سرچشمه‌ای تاریخی داشته است. روایت هملت، برگرفته از ساگای دانمارکی است که توسط ساکسو گراماتیکوس وقایع‌نگار دانمارکی نوشته شده بود. گفته شده که یک تراژدی هملت پیش از تراژدی شکسپیر نیز وجود داشته و شاید نوشته«تامس کید» بوده است(همان: ۲۷۰). تامس کید(۱۵۵۸ تا ۱۵۹۴)، بهترین نمونه تراژدی مشهور به «خون و انتقام» را با عنوان «تراژدی اسپانیایی»(۱۵۲۹) نگاشت. در این گونه تراژدی‌ها که بر پایه درام‌های «سنه کا» تراژدی‌نویس قرن اول قبل از میلاد استوار بودند، خون و رگ، نقشی برجسته داشته است(تراویک، جلد دوم، ۱۳۷۶: ۹۸۸).

          در ادبیات نمایشی فرانسه در قرن هفدهم میلادی نام دو نویسنده از همه درخشان‌تر است:«پی‌یر کُرنی» و «ژان راسین». این دو تراژدی‌نویس نامدار، تحت تأثیر مکتب «نئو کلاسیک» قرار داشتند که خود، بازگشتی دوباره بود به ادبیات قدیم یونان و روم. این مکتب اختصاصاً یک مکتب فرانسوی به شمار می‌آمد (سید حسینی، جلد اول، ۱۳۸۴: ۸۲). با این حال شعار هنرمند کلاسیک این است که: «زیبایی جاودانی را باید در آثار قُدما جستجو کرد(همان: ۱۰۰). بی‌گمان از این رو است که در آثار کرنی و راسین می‌توان نمونه‌های چشمگیری از اقتباس از آثار کهن و تاریخ و افسانه‌های آن دوران به دست آورد. از جمله آثار راسین که جنبه اقتباسی از تاریخ و اسطوره‌های کهن دارند می‌توان از:«بریتانیکوس»، «آندروماک»، «فدر»، «اسکندر بزرگ» و به ویژه از نمایشنامه «مهرداد» نام برد. نمایشنامه مهرداد، به سرگذشت مهرداد ششم، یا مهرداد بزرگ، از پادشاهان سلسله اشکانی می‌پردازد. این نمایشنامه که منشأ ایرانی دارد، تا کنون به فارسی ترجمه نشده است و سرگذشت دردناک خیانت پسر مهرداد و ماجرای شکست او از رومیان و خودکشی او را به تصویر می‌کشد. البته راسین در این نمایشنامه، تاریخ را چنان با چاشنی عشق آمیخته است که می‌توان گفت عشق بر منشأ تاریخی اثر برتری یافته است. از آثار مهم اقتباسیِ کرنی نیز می‌توان این نمایشنامه‌ها را نام برد: «پومپِی»، «هوراس»، «سینا»، «مده‌آ»، «اُدیپ»، «آتیلا»، «پولیوکت» و «سید».

          از مجموع آثار کرنی و راسین چنین برمی‌آید که مهم‌ترین منبع اقتباس برای این دو نویسنده، تاریخ و اسطوره بوده است. البته باید خاطر نشان کرد که این دو نمایشنامه‌نویس در برابر خود اجباری نمی‌بینند تا به منابع اصلی مورد اقتباس خود وفادار بمانند. آنها در ارائه قالب دراماتیکِ اثر خود، هر تغییری را جایز می‌شمرند. در میان آثار راسین یک استثنا نیز وجود دارد. اگر چه غالب آثار او تراژدی هستند، اما نمایشنامه «اصحاب مُرافعه» که در ۱۶۶۸ نوشته شده، کمدی است. این کمدی در هجو قُضات و شیوه‌های دادرسی در دادگاه‌ها است و اتفاقاً این اثر نیز جنبه اقتباسی دارد و از نمایشنامه زنبورهای آریستوفان (نمایشنامه‌نویس قرن پنجم پیش از میلاد یونان) برگرفته شده است.

          از معاصران کرنی و راسین در فرانسه، «ژان باتیست پوکلن»، مشهور به «مولیر» است. او در آثار خود علاوه بر بُن‌مایه‌هایی که از روزگار هم‌عصر خودِ وی برگرفته شده بود، زمینه‌هایی از کمدی‌های روم باستان را به کار می‌بست. در نمایشنامه خسیس، او عمیقاً تحت تأثیر کمدی گنجینه طلای «پلاوتوس» و همچنین در نمایشنامه تردستی‌های اسکاپن، تحت تأثیر کمدی «فورمیو» اثر «ترنس» قرار دارد. شیوه شخصیت‌پردازی مولیر نیز به کمدی‌های رومی نزدیک است. «شخصیت‌های نمایشنامه‌های مولیر در پایان کار تغییر نمی‌کنند و راه‌ حل‌های نهاییِ تضادّ شخصیت‌ها، همواره از طریق نیروهای خارجی ارائه می‌شود (نوّابی، ۱۳۶۹: ۸۹).

          بخش دوم این گفتار به اقتباس در آثار نمایشی دوره رمانتیک و مدرن اختصاص خواهد داشت.

ارسال نظر

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید